قادر حيدرى فسايى
26
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
3 ) اتحاد مفهومى و ماهوى و مصداقى ؛ قهرا تغاير اعتبارى خواهد بود مثل الانسان انسان و يا الانسان بشر ( در مقام توهّم مغايرت شىء با خود ) . با حفظ اين نكته مىگوييم : دربارهى اتحاد دو نظريه وجود دارد : 1 ) نظريه مصنّف : اتحاد بين موضوع و محمول ، بايد اتحاد حقيقى باشد چنان كه گفته شد . لذا حمل علم بر زيد در زيد علم صحيح نيست . 2 ) نظريه صاحب فصول : اتحاد اعتبارى بين موضوع و محمول هم كافى است « 1 » با سه شرط : الف ) دو شىء متغاير را به منزلهى شىء واحد قرار مىدهيم . در زيد علم ، زيد و علم را كه متغايران هستند به منزلهى يك مركّب قرار مىدهيم ( موضوع و محمول يك مركّب اعتبارى ) . ب ) اين دو را من حيث المجموع در نظر گرفته و موضوع قرار مىدهيم و عرض و مبدأ را بر آن حمل مىكنيم . زيد و علم علم . ج ) در ناحيهى محمول جزء را لا به شرط در نظر مىگيريم . و بديهى است كه لا به شرط اعمّ از به شرط شىء است . چنان كه الانسان حيوان صحيح است زيد و علم علم هم صحيح است . خلاصه با اين سه شرط ، بين موضوع و محمول اتحاد اعتبارى محقّق مىشود . تأمّل . جواب مصنّف : جواب اوّل : صغرى : اتحاد اعتبارى مذكور ، لازمهاش حمل جزء بر كل است . كبرى : و اللّازم باطل . ( چنان كه حمل يد بر الانسان در الانسان يد صحيح نيست . حمل علم بر زيد و علم در زيد و علم علم هم صحيح نيست )
--> ( 1 ) - كلام صاحب فصول در حمل متغاير بر متغاير است مثل زيد علم . ر ك : فصول ، ص 62 .